أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

142

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

ميانهء آسمان مشابه باشد ، قرينهء يكديگر مىشوند [ و بحث دربارهء يكى همچون بحث دربارهء ديگرى است ] . و امّا آنچه در آن نيازى به يكى از دو عرض پيدا نمىشود ، شش است ؛ دوتاى از آنها مفرد است و چهارتا متقارن و داراى دو صورت كه روى هم رفته مىشود چهار صورت : اوّل آنكه در هردو شهر كسوف بر خطّ وسط آسمان اتّفاق افتد ؛ دوم آنكه در هردو شهر كسوف پيش از نيمشب حادث شود ، و قرينهء آن است اينكه در هردو پس از نيمشب باشد ؛ سوم آنكه در يكى بر خطّ وسط آسمان باشد و در ديگرى پيش از نيمشب ، و قرينهء آن است اينكه در يكى بر خطّ وسط آسمان باشد و در ديگرى بعد از نيمشب ؛ و چهارم آنكه در يكى از دو شهر كسوف پيش از نيمشب اتّفاق افتد و در ديگرى پس از آن . و امّا اوّل از اين چهار حالت كه در آن كسوف ماه در هردو شهر با هم بر خطّ ميانهء آسمان واقع شود ، هنگامى است كه ميان آن دو شهر - به شرط آنكه در يك ربع [ از محيط كرهء زمين ] باشند - اختلافى در طول نباشد ، كه ناگزير عرض آن دو شهر با يكديگر مختلف است و گرنه لازم مىآيد كه هردو شهر در يك نقطه قرار گرفته باشند ، و محال است كه از وجود كوهها بتوانيم تأويلى براى اين امر پيدا كنيم « 1 » ؛ و ممكن نيست كه [ دو شهر ] بر دو ربع باشند تا بر نصف النّهار واحدى قرار گيرند و اختلاف طول آنها نصف دور [ يعنى ؟ 180 ] شود ، چه اگر كسوف بر خطّ وسط آسمان شب يكى از آنها باشد ، در آن هنگام بر نيمروز شهر ديگر است ، و اينكه كسوف ماه بر خطّ وسط آسمان در نيمهء روز واقع نمىشود امرى است كه به اثبات نيازى ندارد . و در وضع دوم ، فرض كنيم ABG افق يكى از دو شهر [ شكل 31 ] ، و دايرهء نصف النّهار اين شهر AeG ، و سمت الرّأس آن e ، و DB قسمتى از معدّل النّهار با

--> ( 1 ) - عبارت اصل چنين است : و التأويل له من الجبال محال ، و من نتوانستم معنايى براى آن پيدا كنم كه مايهء آرامش خاطر باشد .